مقاله

هیئت عزاداران حسینی؛ از شکل گیری تا امروز

تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۴۰۵

نویسنده: جواد واعظی پژوهشگر و نویسنده مقدمه

بخش مهمی از تاریخ سیاسی و اجتماعی افغانستان در چند دهه گذشته، تنها در میدان‌های جنگ، ساختارهای رسمی سیاسی یا در داخل مرزهای کشور شکل نگرفته است. مهاجرت، به‌ویژه مهاجرت گسترده مردم افغانستان به کشورهای همسایه، زمینه پیدایش شبکه‌ها، نهادها و تشکل‌هایی را فراهم کرد که در کنار فعالیت‌های دینی و اجتماعی، نقش مهمی در سازمان‌دهی نیروها، حفظ ارتباطات سیاسی و انتقال تجربه‌های جمعی بر عهده داشتند. در میان این تشکل‌ها، «هیئت عزاداران حسینی» جایگاه ویژه‌ای دارد. این هیئت در سال ۱۳۶۳ و در شرایطی تأسیس شد که فعالیت شورای اتفاق در ایران با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شده بود. بسته‌شدن دفاتر شورا و دشوارترشدن فعالیت رسمی آن، ضرورت ایجاد ساختاری تازه را به وجود آورد؛ ساختاری که بتواند ارتباط با مهاجران، اعضا و هواداران شورا را حفظ کند و زمینه ادامه فعالیت‌های دینی، اجتماعی و تشکیلاتی را فراهم سازد. هیئت عزاداران حسینی از همان آغاز، تنها مجموعه‌ای برای برگزاری مراسم مذهبی نبود. هرچند هویت دینی و پیوند با فرهنگ عاشورا در مرکز فعالیت‌های آن قرار داشت، این مجموعه به‌تدریج به بخشی مهم از شبکه اجتماعی و تشکیلاتی شورای اتفاق در ایران تبدیل شد. در دوره‌ای که افغانستان درگیر جنگ، رقابت‌های سیاسی و تحولات گسترده اجتماعی بود، هیئت توانست میان فعالیت دینی، مسئولیت اجتماعی و کار تشکیلاتی پیوند برقرار کند. اهمیت هیئت عزاداران حسینی تنها به نقش آن در سال‌های نخست تأسیس محدود نمی‌شود. این تشکیلات در طول بیش از چهار دهه، دوره‌های متفاوتی را پشت سر گذاشته است؛ از سال‌های جنگ و فعالیت‌های سیاسی و تشکیلاتی گرفته تا تشکیل حزب وحدت، تغییر شرایط پس از سقوط دولت نجیب‌الله، اختلافات درونی حزب وحدت و در نهایت تمرکز بیشتر بر فعالیت‌های فرهنگی، دینی و اجتماعی. از این رو، تاریخ هیئت عزاداران حسینی را می‌توان بخشی از تاریخ سازمان‌یابی مهاجران افغانستانی و یکی از تجربه‌های مهم پیوند میان مذهب، سیاست، جامعه و تشکیلات در دوره‌ای پرتحول از تاریخ معاصر افغانستان دانست. تأسیس هیئت در سال ۱۳۶۳ هیئت عزاداران حسینی در سال ۱۳۶۳ و در یکی از مقاطع حساس فعالیت شورای اتفاق در ایران تأسیس شد. در آن زمان، دفاتر شورای اتفاق در ایران بسته شده بود و ادامه فعالیت رسمی این مجموعه با دشواری‌ها و محدودیت‌های جدی روبه‌رو بود. در چنین شرایطی، حفظ ارتباط با اعضا و هواداران شورا، به‌ویژه در میان مهاجران افغانستانی ساکن ایران، اهمیت بیشتری پیدا کرد. نیاز به ساختاری تازه که بتواند فعالیت‌های اجتماعی، مذهبی و تشکیلاتی را ادامه دهد، زمینه شکل‌گیری هیئت عزاداران حسینی را فراهم ساخت. تأسیس و نام‌گذاری این هیئت به ابتکار آیت‌الله بهشتی صورت گرفت و موجودیت آن نیز طی نامه‌ای از سوی رهبری شورای اتفاق به اعضا و هواداران اعلام شد. از همان زمان، هیئت فعالیت خود را به‌عنوان مجموعه‌ای مذهبی و در عین حال سازمان‌یافته آغاز کرد و به‌تدریج بخشی از مسئولیت‌های شورای اتفاق در ایران را بر عهده گرفت. شکل‌گیری هیئت در واقع پاسخی به شرایطی بود که در آن فعالیت مستقیم شورا دشوار شده بود، اما نیاز به حفظ ارتباط با بدنه اجتماعی و تشکیلاتی آن همچنان وجود داشت. به همین دلیل، هیئت توانست در مدتی نه‌چندان طولانی جایگاهی مهم در میان اعضا و هواداران شورای اتفاق پیدا کند. فرهنگ عضویت و مسئولیت‌پذیری در فرهنگ داخلی هیئت، عضویت تنها به ثبت نام یا حضور در مراسم محدود نمی‌شد. از اعضا انتظار می‌رفت حضور خود در مجموعه را با تعهد، مسئولیت‌پذیری و مشارکت عملی همراه کنند. بر مفاهیمی مانند اخلاص، خودسازی، پایبندی دینی، مسئولیت اجتماعی و آمادگی برای انجام وظایف جمعی تأکید می‌شد. بسیاری از اعضا نیز فعالیت در هیئت را صرفاً یک مسئولیت تشکیلاتی نمی‌دانستند، بلکه آن را بخشی از تعهد دینی و اجتماعی خود تلقی می‌کردند. همین نگاه سبب شده بود هیئت برای شماری از اعضای خود تنها محل تجمع نباشد، بلکه به محیطی برای تربیت اجتماعی، آشنایی با مسئولیت جمعی و تجربه کار سازمان‌یافته تبدیل شود. این فرهنگ در میان جوانان نمود بیشتری داشت. بسیاری از آنان از طریق حضور در هیئت با کار گروهی، نظم تشکیلاتی، مسئولیت‌پذیری و مشارکت در برنامه‌های عمومی آشنا می‌شدند و در طول زمان وظایف بیشتری بر عهده می‌گرفتند. هویت دینی و مکتبی یکی از ویژگی‌های اصلی هیئت عزاداران حسینی، هویت دینی و مکتبی آن بود. فعالیت مذهبی از همان آغاز در مرکز توجه قرار داشت و ارتباط با روحانیون مرتبط با شورای اتفاق، بخشی از ساختار فکری و فرهنگی مجموعه را شکل می‌داد. روحانیون در کنار حضور در مراسم مذهبی، در آموزش مسائل دینی، تقویت باورهای اسلامی و هدایت فکری اعضا نیز نقش داشتند. این ارتباط جنبه حاشیه‌ای یا تشریفاتی نداشت، بلکه بخشی از هویت هیئت محسوب می‌شد. هیئت در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود نیز تلاش می‌کرد پیوندش با مبانی و ارزش‌های دینی را حفظ کند. از این منظر، فعالیت سیاسی و اجتماعی از هویت مذهبی مجموعه جدا دیده نمی‌شد، بلکه در چارچوب همان باورها معنا پیدا می‌کرد. پیوند با روحانیت و تأکید بر ارزش‌های دینی، همچنین سبب می‌شد اعضا فعالیت خود را تنها در قالب یک تشکیلات سیاسی نبینند، بلکه آن را با مسئولیت اخلاقی و دینی نیز مرتبط بدانند. سال‌های فشار و محدودیت سال‌های نخست فعالیت هیئت هم‌زمان با دوره‌ای بود که شورای اتفاق و نیروهای مرتبط با آن در ایران با فشارها و محدودیت‌های مختلف روبه‌رو بودند. بسته‌شدن دفاتر شورا، دشواری ادامه فعالیت‌های رسمی و محدودیت‌هایی که برای اعضا و هواداران ایجاد شده بود، شرایط را پیچیده کرده بود. این فشارها تنها به ساختار اداری شورا محدود نمی‌شد و برخی روحانیون و طلاب مرتبط با آن نیز با دشواری‌هایی، از جمله کاهش یا قطع بعضی حمایت‌ها و مزایای حوزوی، روبه‌رو شدند. با وجود چنین شرایطی، شبکه هیئت در شهرهای مختلف ایران به فعالیت خود ادامه داد. برنامه‌ها برگزار می‌شد، ارتباط میان اعضا حفظ می‌گردید و واحدهای محلی تلاش می‌کردند انسجام خود را از دست ندهند. ادامه این فعالیت‌ها در فضایی که امکان حضور رسمی و آزادانه شورای اتفاق محدود شده بود، نشان‌دهنده میزان تعهد اعضا و اهمیت هیئت برای حفظ ارتباط میان نیروهای شورا بود. برای بسیاری از اعضای نسل نخست، این سال‌ها یکی از دشوارترین و در عین حال تأثیرگذارترین دوره‌های فعالیت هیئت به شمار می‌رفت؛ دوره‌ای که بخش مهمی از فرهنگ تشکیلاتی و روحیه مقاومت در برابر دشواری‌ها در آن شکل گرفت. مناسبت‌های مذهبی و حضور اجتماعی مراسم مذهبی، به‌ویژه عاشورا و بیست‌وهشتم صفر، جایگاه ویژه‌ای در برنامه‌های هیئت داشت. این مناسبت‌ها نه‌تنها از نظر اعتقادی برای اعضا اهمیت داشتند، بلکه از مهم‌ترین فرصت‌ها برای گردهم‌آیی و تقویت ارتباطات داخلی مجموعه نیز به شمار می‌رفتند. در این ایام، اعضا و هواداران هیئت در شهرهای مختلف ایران، در قالب دسته‌های منظم عزاداری، در مراسم سوگواری اهل‌بیت علیهم‌السلام شرکت می‌کردند. حضور جوانان، خانواده‌ها و مهاجران در این برنامه‌ها، زمینه گسترده‌ای برای ارتباط و همبستگی میان اعضا ایجاد می‌کرد. این مراسم افزون بر جنبه آیینی، کارکرد اجتماعی و تشکیلاتی نیز داشت. اعضایی که در مناطق مختلف زندگی می‌کردند، در چنین مناسبت‌هایی در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند، ارتباط میان پایگاه‌ها تقویت می‌شد و حس تعلق به مجموعه افزایش می‌یافت. از همین رو، عاشورا و بیست‌وهشتم صفر را می‌توان از مهم‌ترین عرصه‌های حضور اجتماعی هیئت دانست. این مناسبت‌ها تصویری از انسجام، حضور اجتماعی و توان سازمان‌دهی مجموعه ارائه می‌کردند و هم‌زمان زمینه‌ای برای انتقال مفاهیم دینی و فرهنگی به نسل جوان فراهم می‌ساختند. ساختار تشکیلاتی در شهرهای ایران هیئت عزاداران حسینی در ایران متناسب با شرایط هر شهر و منطقه سازمان‌دهی شده بود. در بسیاری از شهرها، چند پایگاه یا واحد محلی فعالیت می‌کرد و شکل سازمان‌دهی آنها با توجه به گستردگی جغرافیایی، شمار مهاجران و وضعیت اجتماعی هر منطقه متفاوت بود. این پایگاه‌ها جدا از یکدیگر عمل نمی‌کردند، بلکه در ارتباط با ساختار کلی هیئت قرار داشتند. ارتباط میان واحدهای محلی امکان می‌داد برنامه‌ها با هماهنگی بیشتری اجرا شود و تجربه‌ها و اطلاعات میان اعضا منتقل گردد. در شهرهایی که شمار مهاجران افغانستانی بیشتر بود، فعالیت هیئت نیز گسترده‌تر می‌شد و پایگاه‌های بیشتری شکل می‌گرفت. همین ساختار شبکه‌ای سبب شده بود هیئت بتواند در سطحی وسیع‌تر با اعضا و هواداران ارتباط داشته باشد. در واقع، یکی از عوامل ماندگاری هیئت را می‌توان همین ساختار محلی و شبکه‌ای دانست؛ ساختاری که ضمن حفظ ارتباط با مرکز، امکان حضور فعال در محله‌ها و مناطق مختلف را فراهم می‌کرد. جوانان و سازمان‌دهی نیرو یکی از مهم‌ترین محورهای فعالیت هیئت، جذب و سازمان‌دهی جوانان بود. در سال‌هایی که جنگ در افغانستان ادامه داشت، جریان‌های سیاسی و اجتماعی افغانستانی به نیروی انسانی فعال و مسئولیت‌پذیر نیاز داشتند. هیئت عزاداران حسینی نیز در چارچوب سیاست‌های شورای اتفاق، با جوانان مهاجر و هواداران شورا ارتباط برقرار می‌کرد و افرادی را که از انگیزه و آمادگی لازم برخوردار بودند جذب می‌کرد. بخشی از این نیروها در فعالیت‌های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و تشکیلاتی هیئت به کار گرفته می‌شدند و برخی نیز متناسب با شرایط آن زمان، برای انجام مسئولیت‌هایی در داخل افغانستان آماده می‌شدند. برای بسیاری از جوانان، هیئت نخستین تجربه جدی فعالیت جمعی و مسئولیت تشکیلاتی بود. آنان در جریان برنامه‌ها با نظم، هماهنگی، تقسیم مسئولیت و همکاری گروهی آشنا می‌شدند و همین تجربه بعدها در فعالیت‌های دیگر اجتماعی و سیاسی نیز به کار آنان می‌آمد. فعالیت‌های مالی و پشتیبانی تأمین منابع مالی و پشتیبانی از شورای اتفاق نیز بخشی از مسئولیت‌های هیئت را تشکیل می‌داد. بخشی از این منابع از طریق کمک‌های مردمی مهاجران و هواداران فراهم می‌شد و اعضای هیئت نیز با پرداخت حق عضویت در تأمین هزینه‌های مجموعه مشارکت می‌کردند. این کمک‌ها برای برگزاری برنامه‌ها، اداره فعالیت‌های تشکیلاتی و پشتیبانی از نیازهای شورای اتفاق مورد استفاده قرار می‌گرفت. بخشی از منابع نیز برای حمایت از فعالیت‌های شورا به داخل افغانستان منتقل می‌شد. اهمیت این کمک‌های مردمی زمانی بیشتر روشن می‌شود که در نظر داشته باشیم بسیاری از جریان‌های سیاسی افغانستان در آن دوره، به شکل‌های مختلف از حمایت‌ها و منابع بیرونی برخوردار بودند، در حالی که شورای اتفاق بیش از بسیاری از جریان‌های دیگر بر ظرفیت‌های داخلی، همراهی هواداران و کمک‌های مردمی تکیه داشت. از این رو، مشارکت مالی مهاجران و اعضای هیئت نقش مهمی در تداوم فعالیت‌ها و حفظ استقلال نسبی این تشکیلات ایفا می‌کرد. این شیوه تأمین منابع، تنها یک مسئله مالی نبود، بلکه نشان‌دهنده نوعی پیوند مستقیم میان تشکیلات و بدنه اجتماعی آن نیز بود. اعضا و هواداران با مشارکت مالی خود احساس می‌کردند در حفظ و ادامه فعالیت‌های شورا سهم دارند و همین امر به تقویت حس مسئولیت و تعلق جمعی کمک می‌کرد. فعالیت‌های سیاسی و اطلاعاتی در مقطعی از فعالیت هیئت، متناسب با شرایط سیاسی، جنگی و امنیتی آن زمان، مسئولیت‌هایی در حوزه اطلاعات نیز به بخشی از شبکه آن واگذار شد. این فعالیت‌ها شامل شناخت تحولات سیاسی، گردآوری اطلاعات درباره جریان‌ها و گروه‌های رقیب، بررسی گزارش‌ها و انتقال ارزیابی‌ها به مسئولان شورای اتفاق بود. در برخی موارد، ارتباط با افراد و مجموعه‌های مختلف نیز با هدف شناخت بهتر وضعیت سیاسی و فعالیت جریان‌های رقیب صورت می‌گرفت. این بخش از فعالیت هیئت را باید در بستر شرایط همان دوره درک کرد؛ دوره‌ای که افغانستان درگیر جنگ بود و رقابت‌های سیاسی و امنیتی میان گروه‌های مختلف شدت داشت. با تغییر شرایط سیاسی و پایان یافتن بخشی از ضرورت‌های دوران جنگ، این نوع فعالیت‌ها نیز به‌تدریج کاهش یافت و از دستور کار اصلی هیئت خارج شد. جایگاه هیئت در شورای اتفاق تا زمان پیوستن شورای اتفاق به حزب وحدت، هیئت عزاداران حسینی یکی از مهم‌ترین شبکه‌های اجرایی و اجتماعی شورا در ایران به شمار می‌رفت. بخش قابل توجهی از ارتباط با مهاجران، جذب و سازمان‌دهی نیرو، پشتیبانی مالی، برگزاری برنامه‌های مذهبی و اجتماعی و برخی امور سیاسی و تشکیلاتی از طریق این مجموعه دنبال می‌شد. به همین دلیل، هیئت را در آن دوره نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای مذهبی در حاشیه شورای اتفاق دانست. این تشکیلات در عمل یکی از ابزارهای اصلی شورا برای حفظ حضور اجتماعی و تشکیلاتی خود در ایران بود. توانایی هیئت در ایجاد شبکه میان جوانان، خانواده‌ها، روحانیون و هواداران نیز سبب شده بود ارتباط میان بدنه اجتماعی و رهبری شورا تا حد زیادی حفظ شود. تشکیل حزب وحدت و آغاز مرحله‌ای تازه با تشکیل حزب وحدت و پیوستن شورای اتفاق به ساختار جدید، مرحله‌ای تازه در تاریخ هیئت آغاز شد. هیئت در ادامه مشی سیاسی آیت‌الله بهشتی از حزب وحدت حمایت کرد و شماری از اعضای باسابقه و باتجربه آن در دفاتر حزب در شهرهایی مانند تهران، قم، مشهد و زاهدان مشغول به فعالیت شدند. این افراد در بخش‌های سیاسی، اجتماعی، اجرایی و تشکیلاتی مسئولیت‌هایی بر عهده گرفتند و تجربه‌ای را که در سال‌های فعالیت هیئت به دست آورده بودند، به ساختار جدید منتقل کردند. از این منظر، هیئت در کنار فعالیت مستقیم خود، نقشی نیز در تربیت و آماده‌سازی نیروهایی داشت که بعدها در ساختارهای سیاسی و اجتماعی گسترده‌تری به کار گرفته شدند. انتقال تجربه از شورای اتفاق به حزب وحدت، یکی از مراحل مهم تحول هیئت بود و نشان داد که ظرفیت انسانی و تشکیلاتی آن فراتر از برنامه‌های داخلی مجموعه قرار گرفته است. سقوط دولت نجیب‌الله و تغییر مأموریت‌ها با سقوط دولت نجیب‌الله و تغییر شرایط سیاسی افغانستان، فضای فعالیت جریان‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان نیز دگرگون شد. بخش مهمی از مأموریت‌هایی که در دوران جنگ و مبارزه ضرورت داشت، دیگر همان اهمیت گذشته را نداشت. هیئت نیز متناسب با شرایط جدید، بسیاری از مسئولیت‌های ویژه آن دوره را کنار گذاشت. از این مرحله به بعد، فعالیت‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی جایگاه پررنگ‌تری پیدا کرد و برنامه‌های هیئت به‌تدریج در جهت تازه‌ای شکل گرفت. این تغییر به معنای گسست از گذشته نبود، بلکه نوعی بازتعریف نقش به شمار می‌رفت. مجموعه‌ای که در دوره جنگ وظایف گسترده‌تری بر عهده داشت، در شرایط تازه تلاش کرد ظرفیت خود را در حوزه‌هایی متناسب با نیازهای جدید جامعه به کار گیرد. اختلافات حزب وحدت و حفظ استقلال هیئت در سال‌های بعد، با افزایش اختلافات و چندپارچگی در درون حزب وحدت، هیئت عزاداران حسینی با شرایط تازه‌ای روبه‌رو شد. وابستگی کامل به یکی از جناح‌های درگیر می‌توانست انسجام داخلی هیئت را با خطر مواجه کند و اعضا را درگیر اختلافاتی سازد که خارج از چارچوب اصلی فعالیت مجموعه بود. از همین رو، هیئت تلاش کرد از منازعات جناحی فاصله بگیرد و خود را به هیچ‌یک از جریان‌های درگیر وابسته نکند. این تصمیم با هدف حفظ وحدت داخلی، جلوگیری از پراکندگی اعضا و ادامه فعالیت در چارچوب هویت تاریخی و دینی مجموعه اتخاذ شد. در عمل، این رویکرد به هیئت امکان داد بخشی از استقلال تشکیلاتی خود را حفظ کند و به جای تبدیل‌شدن به ابزار رقابت‌های سیاسی، فعالیت‌های مذهبی، فرهنگی و اجتماعی را ادامه دهد. عبور از دوران جنگ و ورود به مرحله جدید تاریخ هیئت عزاداران حسینی نشان می‌دهد که این تشکیلات در طول زمان، مأموریت‌های یکسان و ثابتی نداشته است. در دهه نخست فعالیت، شرایط جنگ، مهاجرت و رقابت‌های سیاسی سبب می‌شد مسئولیت‌های مذهبی، اجتماعی، سیاسی، پشتیبانی و تشکیلاتی در کنار یکدیگر قرار گیرد. با تغییر اوضاع افغانستان و پایان یافتن بخشی از شرایط جنگی، بسیاری از این وظایف نیز دگرگون شد. هیئت به‌تدریج تمرکز بیشتری بر عرصه‌های فرهنگی، مذهبی و اجتماعی پیدا کرد. این تحول را می‌توان یکی از نشانه‌های انعطاف و سازگاری تشکیلات با شرایط جدید دانست. حفظ یک ساختار اجتماعی در طول چند دهه، بدون تغییر در روش‌ها و اولویت‌ها ممکن نیست و تجربه هیئت نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. هیئت عزاداران حسینی در روزگار کنونی امروز هیئت عزاداران حسینی با الهام از دیدگاه‌ها و مشی آیت‌الله بهشتی، فعالیت خود را عمدتاً در حوزه‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی ادامه می‌دهد. این مجموعه می‌کوشد در کنار حفظ پیشینه تاریخی خود، تجربه نسل‌های گذشته را به نسل جوان منتقل کند و میان میراث تاریخی و نیازهای امروز جامعه پیوند برقرار سازد. شرایط امروز با دهه ۱۳۶۰ تفاوت‌های اساسی دارد. نسل جدید با مسائل و دغدغه‌هایی روبه‌رو است که بسیاری از آنها در زمان تأسیس هیئت به شکل کنونی وجود نداشت. آموزش، هویت فرهنگی، مسائل اجتماعی، ارتباط نسل جوان با باورهای دینی و حفظ همبستگی میان خانواده‌ها، از جمله موضوعاتی است که اکنون اهمیت بیشتری یافته است. به همین دلیل، ادامه مسیر هیئت نمی‌تواند تنها به تکرار شکل‌های گذشته محدود شود. وفاداری به یک میراث زمانی معنا پیدا می‌کند که اصول آن در قالب‌هایی متناسب با شرایط امروز ادامه یابد. اگر در دوره‌ای سازمان‌دهی نیرو، پشتیبانی از مبارزه و فعالیت سیاسی بخشی از مسئولیت‌های اصلی هیئت بود، امروز همان روحیه مسئولیت‌پذیری می‌تواند در قالب آموزش، فرهنگ، خدمت‌رسانی اجتماعی، حمایت از نسل جوان و تقویت هویت دینی و اجتماعی ادامه پیدا کند. پیوند گذشته با آینده یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های امروز هیئت، حفظ ارتباط میان نسل بنیان‌گذار و نسل‌های جدید است. نسل نخست، دوره جنگ، مهاجرت، محدودیت‌های سیاسی و فعالیت‌های سنگین تشکیلاتی را تجربه کرده است، در حالی که نسل جدید در فضایی متفاوت رشد کرده و نیازها و پرسش‌های دیگری دارد. اگر تجربه تاریخی هیئت تنها در قالب خاطرات فردی باقی بماند، با گذشت زمان بخش مهمی از آن از میان خواهد رفت. انتقال این تجربه به نسل جوان نیازمند روایتی روشن، صادقانه و قابل فهم از گذشته است. در این میان، حفظ نام‌ها و رویدادها به‌تنهایی کافی نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، انتقال ارزش‌ها و تجربه‌هایی است که در طول این تاریخ شکل گرفته‌اند: مسئولیت‌پذیری، کار جمعی، انسجام اجتماعی، پایبندی دینی و توجه به نیازهای مردم. میراث آیت‌الله بهشتی نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. ادامه راه او تنها با تکرار شیوه‌های گذشته ممکن نیست، بلکه باید اصول و ارزش‌هایی که در آن دوره مطرح بود، متناسب با نیازهای امروز بازخوانی شود. نتیجه‌گیری بررسی بیش از چهار دهه فعالیت هیئت عزاداران حسینی نشان می‌دهد که این تشکیلات را نمی‌توان تنها به‌عنوان یک هیئت مذهبی یا مجموعه‌ای مناسبتی تعریف کرد. هیئت از آغاز پیدایش خود در سال ۱۳۶۳، در بستری سیاسی، اجتماعی و مهاجرتی شکل گرفت و فعالیت آن با نیازهای مشخص آن دوره پیوند خورد. محدودشدن فعالیت شورای اتفاق در ایران و ضرورت حفظ ارتباط با اعضا و هواداران، زمینه شکل‌گیری مجموعه‌ای را فراهم کرد که بتواند در قالبی تازه، بخشی از مسئولیت‌های پیشین را ادامه دهد. هیئت در این مسیر توانست میان فعالیت مذهبی، سازمان‌دهی اجتماعی و مسئولیت تشکیلاتی پیوند ایجاد کند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های هیئت در سال‌های نخست، همین ترکیب چندوجهی بود. مراسم مذهبی و فرهنگ عاشورا هویت اصلی آن را شکل می‌داد، اما در کنار آن، شبکه‌ای از جوانان، خانواده‌ها، روحانیون و هواداران نیز به وجود آمده بود که در فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و پشتیبانی مشارکت داشتند. فرهنگ عضویت در هیئت بر تعهد، خودسازی و مسئولیت‌پذیری استوار بود. این نگاه سبب می‌شد بسیاری از اعضا حضور در مجموعه را بخشی از مسئولیت دینی و اجتماعی خود بدانند و در فعالیت‌های آن مشارکت فعال داشته باشند. ارتباط با روحانیت نیز نقش مهمی در شکل‌گیری هویت فکری و فرهنگی هیئت داشت. فعالیت سیاسی و اجتماعی در این مجموعه از هویت دینی جدا نبود و اعضا تلاش می‌کردند مسئولیت‌های خود را در چارچوب ارزش‌های اسلامی تعریف کنند. در سال‌های جنگ، نقش جوانان اهمیت بیشتری یافت. هیئت برای بخشی از نسل جوان مهاجر، به محیطی برای آموزش، تجربه کار جمعی، سازمان‌یابی و پذیرش مسئولیت تبدیل شد. برخی از همین نیروها بعدها در ساختارهای سیاسی و اجتماعی گسترده‌تری نیز نقش گرفتند. فعالیت‌های مالی و پشتیبانی نیز نشان می‌داد که مهاجران تنها مخاطب برنامه‌های سیاسی و مذهبی نبودند، بلکه خود در تأمین امکانات و ادامه فعالیت‌ها مشارکت داشتند. این موضوع برای شورای اتفاق اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا در دوره‌ای که بسیاری از جریان‌های سیاسی افغانستان از حمایت‌ها و منابع بیرونی بهره‌مند بودند، شورای اتفاق بیش از بسیاری از آنها به همراهی هواداران، ظرفیت‌های داخلی و کمک‌های مردمی تکیه داشت. همین اتکا به بدنه اجتماعی، به حفظ استقلال نسبی تشکیلات نیز کمک می‌کرد. در مقاطعی، هیئت مسئولیت‌هایی در حوزه سیاسی و اطلاعاتی نیز بر عهده گرفت. این وظایف محصول شرایط جنگ، رقابت سیاسی و فضای امنیتی آن زمان بود و با تغییر شرایط، به‌تدریج اهمیت خود را از دست داد. تشکیل حزب وحدت نقطه عطف دیگری در تاریخ هیئت بود. بخشی از نیروها و تجربه‌های تشکیلاتی هیئت وارد ساختار تازه شد و شماری از اعضای باسابقه در دفاتر حزب مسئولیت پذیرفتند. این مرحله نشان داد که هیئت در طول فعالیت خود نوعی سرمایه انسانی و تشکیلاتی نیز ایجاد کرده بود. با سقوط دولت نجیب‌الله و تغییر فضای سیاسی افغانستان، بسیاری از مأموریت‌های دوران جنگ کنار گذاشته شد. هیئت نیز به‌تدریج وارد مرحله‌ای شد که در آن فعالیت‌های فرهنگی، دینی و اجتماعی جایگاه بیشتری پیدا کرد. در سال‌های بعد، اختلافات حزب وحدت آزمون دیگری برای هیئت بود. تصمیم به فاصله‌گرفتن از منازعات جناحی و حفظ استقلال تشکیلاتی، به مجموعه کمک کرد تا از پراکندگی داخلی جلوگیری کند و هویت خود را در میان رقابت‌های سیاسی حفظ نماید. از مجموع این تحولات می‌توان دریافت که تاریخ هیئت عزاداران حسینی، تاریخ یک ساختار ثابت و بدون تغییر نیست. این مجموعه در دوره‌های مختلف، متناسب با شرایط زمان، اولویت‌ها و شیوه‌های فعالیت خود را تغییر داده است؛ اما در عین حال کوشیده چند عنصر اصلی را حفظ کند: هویت اسلامی، پیوند با فرهنگ عاشورا، ارتباط با روحانیت، مسئولیت اجتماعی، انسجام داخلی و توجه به وحدت. امروز، پس از گذشت بیش از چهار دهه از تأسیس هیئت، مسئولیت‌های آن دیگر همان مسئولیت‌های دوران جنگ نیست. شرایط جامعه، نیازهای فرهنگی و اجتماعی و دغدغه‌های نسل جدید تغییر کرده است. از این رو، انتقال تجربه تاریخی، تقویت هویت دینی و فرهنگی، توجه به آموزش، حفظ همبستگی اجتماعی و خدمت به مردم، می‌تواند مهم‌ترین عرصه‌های فعالیت امروز هیئت باشد. میراث گذشته زمانی زنده می‌ماند که برای نسل‌های جدید معنا و کارکرد داشته باشد. از همین رو، ماندگاری هیئت عزاداران حسینی در گرو آن است که ضمن وفاداری به هویت تاریخی و ارزش‌های دینی خود، شیوه‌های فعالیتش را متناسب با نیازهای زمان بازتعریف کند. هیئت عزاداران حسینی امروز وارث تاریخی است که از سال ۱۳۶۳ آغاز شده و دوره‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را پشت سر گذاشته است. ارزش این میراث تنها در حفظ خاطره گذشته نیست، بلکه در توانایی تبدیل تجربه‌های آن به سرمایه‌ای برای آینده است.

اشتراک‌گذاری مقاله

دیدگاه خوانندگان

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.