روایت انقلاب

خاطرات حجت الاسلام والمسلمین سید رحمت الله مرتضوی

خاطرات حجت الاسلام والمسلمین سید رحمت الله مرتضوی

اول سال ۱۳۵۸، در کلیه مناطق شیعه‌نشین قیام عمومی و جهاد علیه دولت کمونیستی کابل از دره‌صوف آغاز شد و به‌تدریج تمام سمت شمال افغانستان را فرا گرفت. آیت‌الله عالمی بلخابی و باقی علمای سمت شمال در این جهاد نقش اساسی داشتند. در هزاره‌جات، علمای برجسته مثل آیت‌الله بهشتی ورسی، آقای صادقی نیلی، آقای مظفری بهبودی، آقای ناصری جرغی و سید حسن جگرن و... از مؤمنین خواستند تا به‌عنوان وظیفه دینی و اسلامی علیه حکومت کمونیستی کابل قیام نمایند. تا اول اسد سال ۱۳۵۸، تمام مناطق شیعه‌نشین از شمال تا مرکز افغانستان از سلطه حکومت کابل خارج شد. در پی آن، آیت‌الله بهشتی ورسی از رهبران جهاد از تمام مناطق شیعه‌نشین به ورس دعوت نمود تا در سنبله همان سال در ورس اجتماع نمایند. در موعد مقرر، رهبران جهاد از تمام مناطق شیعه در ورس اجتماع نمودند. تصمیم بر این شد که همه مجاهدین از یک مرکز هدایت بگیرند. در امور جهادی و اداری به توافق هم تشکیلات را به‌عنوان دولت موقت اسلامی، به نام «شورای انقلابی اتفاق اسلامی» به وجود آوردند که آیت‌الله بهشتی به‌عنوان رئیس این شورا از طرف رهبران جهادی تشیع انتخاب گردید و تمام مناطق تشیع تا اواخر سال ۱۳۶۱ از این مرکز اداره می‌شد. در اوایل سال ۱۳۶۲، به‌تدریج شورای اتفاق دچار آفت داخلی و بیرونی شد تا اینکه در اواخر سال ۱۳۶۲ وحدت تشیع از هم پاشید. تمام مناطق بین گروه‌های شیعه که در خارج از کشور تشکیل شده بود، تقسیم گردید؛ آن‌هم نه با تفاهم، بلکه با جنگ و نزاع که از آن به بعد تا اواسط سال ۱۳۶۸ که حزب وحدت تشکیل گردید، این نزاع و کشمکش حزبی ادامه داشت. در اوایل سال ۱۳۶۱، آقای سید مهدی هاشمی، رئیس واحد نهضت‌های آزادی‌بخش، در مسجد عشق‌علی قم روزهای پنجشنبه برای احزاب و گروه‌های جهادی تشیع و طلاب افغانی سخنرانی داشت. یک روز ضمن بررسی جنبش‌های آزادی‌بخش که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمده بود، تعریف و تمجید نموده، گروه‌های جهادی شیعه افغانستان را به دو دسته تقسیم نمود: ۱- انقلابی ۲- ارتجاعی انقلابی: در خط امام کسی است که از فقیه عالی‌قدر حضرت آیت‌الله منتظری الهام بگیرد که امام خمینی می‌فرماید: من نه یک بار و دو بار، بلکه چندین بار به آیت‌الله منتظری خلاصه شده‌ام. این نشانی و علامت گروه و حزب انقلابی است. ارتجاعی: آن گروه و حزبی است که از قائم‌مقام رهبری، فقیه عالی‌قدر، پیروی نداشته باشد؛ مثل گروهی که فعلاً در هزاره‌جات حاکم است، که باید گروه‌های انقلابی و خط امامی این گروه ارتجاعی را با مبارزه و قدرت از بین ببرند و هیچ قابل تحمل نیست که با بودن گروه‌های انقلابی و خط امامی، یک گروه ارتجاعی حاکم باشد. فعلاً تعدادی از افراد گروه‌های خط امامی نزد این گروه ارتجاعی زندانی است. بر شما نیروهای خط امامی لازم، بلکه واجب شرعی انقلابی است، نه شرعی ارتجاعی که شرع و اسلام را در خدمت خود قرار داده است، که این گروه ارتجاعی را نابود نمایید. هر کسی موافقت دارد تکبیر بگوید. عده کثیری تکبیر گفتند، جلسه به پایان رسید. من همراه آیت‌الله همدانی با جمع دیگری از روحانیون به منزل آیت‌الله منتظری نزد مهدی هاشمی رفته، گفتیم: نظر جنابعالی از گروه‌های انقلابی و گروه‌های ارتجاعی کدام‌اند؟ ایشان گفت: گروه‌های انقلابی مثل سازمان نصر و نهضت اسلامی و صادقی نیلی و آقای اکبری است، و گروه ارتجاعی شورای اتفاق به رهبری سید علی بهشتی است. یک مشت افراد را استعمار نموده، در خط ارتجاع قرار داده است. این گروه باید از هزاره‌جات برانداخته و نابود گردد. آقای همدانی گفت: گروه‌های شیعه را در جنگ علیه همدیگر ترغیب و تشویق نفرمایید که قطعاً به مصلحت تشیع نیست. نظر جنابعالی باید اصلاحات باشد، نه براندازی. مهدی هاشمی گفت: نظر شما خوب است، لیکن شورای اتفاق مایل به اصلاح نیست؛ باید با او انقلابی برخورد گردد، ولو که برای نابودی او صدها بلکه هزاران نفر کشته شود. ارزش دارد که دیگر هزاره‌جات بدون وجود ارتجاع سید علی بهشتی اداره شود. گفت: در این رابطه اکبر پاریزی و اصغر شورابی برای هماهنگ کردن گروه‌های خط امامی در هزاره‌جات رفته، علیه سید علی بهشتی و خط ارتجاع وارد جنگ شوند؛ که آقای علی‌جان زاهدی در غزنی و صادقی دایکندی با خط ارتجاع وارد جنگ شدند. سازمان نصر در تمام هزاره‌جات علیه شورای اتفاق بسیج شده‌اند. در ورس، آقایان سجادی و صابری نزد سید علی بهشتی زندانی‌اند و روی معاون سید علی بهشتی، آقای سید احمد احسانی، کار شده تا از خط ارتجاع فاصله گیرد. اما نگرانی از این است که در خط ارتجاع، حرکت اسلامی به رهبری آصف محسنی نیفتد. ما همه روحانیت که نزد مهدی هاشمی رفته بودیم، تقاضا کردیم که تصمیم خود را عوض کند. ایشان قبول نکرد. همه در حال نگرانی از نزد مهدی هاشمی خارج شدیم. روز پنجشنبه بعدی، مهدی هاشمی در سخنرانی‌اش جملاتی را که در هفته قبل گفته بود تکرار کرد. گفت: طلبه‌هایی به حمایت از خط ارتجاع منزل فقیه عالی‌قدر نزدم آمده، گفتند که با خط ارتجاع سازش نمایم. من گفتم خط ارتجاع باید نابود شود. تعدادی از حامیان خط ارتجاع ممکن است در جلسه ما باشد که باز تکرار می‌کنم من اهل سازش نیستم. مهدی هاشمی در هر دو جلسه از شورای اتفاق نام نبرد. در جلسه، آقای مهدوی، نماینده شورای اتفاق، حضور داشت؛ عکس‌العمل نشان نداد و یا نتوانست نشان دهد و یا در عالم دیگر بود، متوجه نشد. در هر صورت، مهدی هاشمی گفت: من کار دارم، مرخص می‌شوم. آقای موسوی در خدمت شما است. آقای موسوی یک نفر با لباس شخصی بود، پشت تریبون ایستاده گفت: هر کس هر نظر و پیشنهاد دارد، بیاید مطالب خود را بیان نماید. تعدادی از افراد حزبی بلند شده، از آقای مهدی هاشمی تعریف و تمجید نمودند. من گفتم: جناب آقای موسوی، آیا کسی که نظر مخالف با گفته‌های آقای هاشمی دارد، اجازه می‌دهید که صحبت نماید یا خیر؟ ایشان گفت: بفرمایید. من بلند شده گفتم: آن کسی که به سخنان آقای هاشمی اعتراض دارد، یک نفرش من هستم که در دفتر آیت‌الله منتظری با جمعی دیگر از علمای بی‌طرف رفته بودیم و به سخنان ایشان اعتراض نموده، گفتم: تشویق گروه‌های شیعه در جنگ علیه همدیگر جرم نابخشودنی است و هرگز به مصلحت نیست. صحبت‌های من تمام شد. آقای عبدالعلی مزاری، آقای صفرزاده، یکی از افراد سازمان نصر، را دستور داد که جواب آقای مرتضوی را بدهید. آقای صفرزاده بلند شده، بدون مقدمه گفت: آقای مرتضوی در حالی که در هیچ حزب و گروهی نیست، به نفع حزب و گروهی حرف می‌زند که در خدمت آمریکا قرار دارد؛ بناً زبان آقای مرتضوی را آمریکا خریده، ایشان اجیر آمریکا است، علیه آقای مهدی هاشمی، رهبر واحد نهضت‌های آزادی‌بخش، صحبت می‌کند. با گفته ایشان، جلسه بسیار متشنج شد. آقای موسوی پایان جلسه را اعلان کرد. بعد از آن، مهدی هاشمی جرأت نکرد که در مسجد عشق‌علی قم آمده، برای گروه‌ها و احزاب سخنرانی نماید. آن جلسه برای همیشه تعطیل شد. در پی آن، آقای نادرعلی مهدوی، نماینده شورای اتفاق در ایران، از من تقاضای همکاری نمود. بعد من قول همکاری غیررسمی را داده، گفتم در جلسات سخنرانی که از جانب دفاتر شورای اتفاق برگزار شود، اشتراک می‌نمایم. منبع: قصه‌های زندگی؛ خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین سید رحمت‌الله مرتضوی، نماینده شورای اتفاق در ایران، صفحات ۷۹ تا ۸۳.

دیدگاه خوانندگان

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.